حسين شهيدى مازندرانى

24

سرگذشت تهران ( فارسى )

تفاوت عمده‌اى كه نوشتهء كلاويخو با نوشته‌هاى ياقوت حموى و زكريا قزوينى دارد ، اين است كه نشان مىدهد تهران از صورت ده خارج و به شهرى كوچك تبديل شده است و ديگر از خانه‌هاى زيرزمينى خبرى نيست و يا اگر هم بوده - كه حتما هم بوده - كلاويخو به آنها اشاره نكرده و يا آنها را نديده است . اما سخن از بهترين خانه و مهمانسرا به ميان آمده كه همين نشانهء آن است كه مسلما خانه‌هاى ديگرى هم روى زمين وجود داشته كه بهترينش در دست كارگزاران تيمور بوده است . علاوه بر اين مىتوان گفت كه با آمدن گريختگان از رى به تهران ، در بخشهايى از اين شهر خانه‌هاى مسكونى روى زمين ساخته شده است . ضمنا در يك چنين شهرى ، به ناچار بايد جايگاهى ويژه براى خريد و فروش كالاهاى گوناگون - بازار - نيز وجود داشته باشد . گرچه در روزهاى مشخصى از هفته در روستاها هم بازارهاى موقتى مثل جمعه بازارها و . . . تشكيل مىشد - و هنوز هم در بسيارى مناطق تشكيل مىشود - اما چنين بازارهايى براى رفع نيازهاى روزمرهء اهالى شهرها و مسافران و رهگذران كفايت نمىكند و وجود بازار دائمى در مكانى مشخص ضرورى به نظر مىرسد . در نتيجه شايد بتوان چنين برداشت كرد كه هستهء اولين بازار تهران كه هنوز هم برقرار است ، در همان ايام ، يعنى پس از ويرانى رى و در فاصلهء دو يورش مغول و تاتار پديد آمده است و آنجا را به قلب شهر تهران بدل كرده است . شاه تهماسب ، عامل شهرت تهران ديديم كه پس از ويرانى كامل رى بر اعتبار و توسعهء تهران افزوده شد و اين آبادى از صورت ديهى كوچك بيرون آمد و شمار بسيارى از مردمان ساكن رى به تهران كوچ كردند ولى شهرت واقعى تهران مربوط به صد سال پس از تيمور لنگ ، يعنى دورهء شاه تهماسب صفوى ، پسر شاه اسماعيل ، دومين پادشاه سلسلهء صفويه است . اعتماد السلطنه در اين باره مىنويسد : « در زمان شاه تهماسب صفوى تهران به واسطهء كثرت مياه و اشجار و مكانتى كه داشت محل توجه شد . شاه تهماسب در سنهء 961 ه ش . حكم كرد بارويى دور آن بنا نمودند كه شش هزار گام دوره‌اش بود . و به عدد سورهء مباركهء قرآنى صدوچهارده برج براى بارو قرار دادند و در هر برجى يك سوره از سور قرآن مجيد دفن كردند و چهار دروازه براى شهر ساختند و خندق دور بارو به اراضى رمل‌زار اتصال يافت و چون خاك خندق ، كفايت ساختن قلعه و بارو را ننمود از دو